اسراییل و فلسطین خلط واقعیات و غیرواقعیات
اسراییل و فلسطین خلط واقعیات و غیرواقعیات
سازمان ملل فاقد توانمندی مدیریت عقلایی بر جامعه بین ملل
موضوع اسراییل و فلسطین دیرینه مخصوصی دارد که نباید آن را احساسی تحلیل و موضع گیری نمود. به واقع در این مقوله واقعیات و غیرواقعیات زیادی با هم مخلوط شده و واقعیت تاریخی به داستانسرایی رسیده. اسراییل به صورتی و مسلمانان بصورتی دیگر تاریخ را تحلیل می کنند. که این تحلیل خطا در برخی موارد به جعل تاریخ منجر شده و از اساس مشکلات فراوانی را حادث نموده. موارد زیر اصلا قضاوت نبوده و براساس رخدادهای تاریخی و ادعای طرفین تنظیم یافته:
- اسراییل منطقه خود را سرزمین موعود تلقی و ادعای قدمت 3500 ساله بر آن دارد. ولی فلسطین بعنوان سرزمین اسلامی ادعای حداکثر 900 ساله دارد
- قوم یهود بعد از سکونت 1500 ساله بر سرزمین کنعان (فلسطین، لبنان، سوریه، اردن) در اوایل دوره میلادی توسط امپراتوری روم شکست خورد و نزدیک به 2000 سال آواره در جهان بود
- بعد از فتح اورشلیم توسط صلاح الدین ایوبی و پایان جنگهای صلیبی مسلمانان بر منطقه مستولی گردیدند
- یهود تنها قومی از ادیان بزرگ است که تا 70 سال قبل سرزمین اختصاصی نداشت و قریب دو هزار سال طعم آوارگی کشید. این آوارگی برای قوم یهود و آزار و اذیت توسط مسیحیان و مسلمانان خاطرات تلخی را برای آنان به همراه داشت. لذا همیشه مترصد بودند که برمبنای کتاب عهد عتیق خویش روزی به سرزمین موعود بنی اسراییل (فلسطین) بازگردند
- در دو قرن اخیر زندگی بر قوم یهود بسیار سخت شده بود و در اروپا و بخصوص آلمان بسیار در رنج بودند. جنگ اول جهانی و گسترش یهودی ستیزی آنان را واداشت تا به بازگشت فکر کنند. لذا کم کم اقاماتی پنهانی و به دور از فهم عرب ها برای خرید زمین آغازیدند
- بعد از واقعه هولوکاست توسط هیتلردرمیانه جنگ دوم جهانی و سلطه بریتانیا بر فلسطین در پایان جنگ. یهود فرصت را غنیمت شمرد و تصمیم گرفت با کمک دولت بریتانیا در منطقه اسکان رسمی پیدا کند.
- لازم به ذکر است آوارگی قوم یهود و آزار و اذیت ایشان برای خیلی از ملل غمناک بود و مشخص بود که از اسکان آنان در فلسطین حمایت می گردد. اما باوجود خشم اعراب بریتانیا خیلی شایق به تاسیس کشور اسراییل با حجم گسترده بر سرزمینهای فلسطین نبود و جنگهای زیادی بین یهود و بریتانیا صورت گرفت. سرانجام با تلاشهای بن گورین اسراییل بنیان گرفت و در سال 1947 فلسطین به دو قسمت تبدیل شد. و در سال 1948 با حمایت بسیار کشورها و تصویب قاطع مجمع عمومی سازمان ملل کشور اسراییل تاسیس یافت
- هرچند اسراییل با خواست قلبی جامعه جهانی در منطقه اسکان یافت. ولی بجهت سیاستهای توسعه طلبی خود و گذار از پیمان مصوب در سازمان ملل، امروز مورد اعتراض بخش بزرگی از جامعه بین ملل می باشد. و امروز جامعه جهانی همان حمایت سال 1948 در مورد اسراییل را از فلسطین بعمل می آورد
- همانطور که بسیار جوامع بشری بصورت احساسی و غیرعقلایی حکمرانی می گردند و حکمرانان فهم حکمرانی خوب را ندارند. سازمان ملل نیز محل مصوبات احساسی است. متاسفانه جامعه جهانی و سازمان ملل بعنوان مدیریت کننده جهان، اصلا عاقلانه تصمیم نمی گیرند و پیوسته در دام احساسات قرار دارند. آن روز حمایت از اسراییل احساسی و امروز حمایت از فلسطین نادرست. همین تصمیمات روزمرگی و ناتوانی اداره کنندگی در سازمان ملل سم جامعه بشری است. دراصل ناتوانی سازمان ملل در دو زمینه ساختار حکمرانی و نگرش در حوزه مدیریت، بزرگترین عارضه در سازمان ملل می باشد و اینست که برخلاف مصوبات و اراده سازمان ملل بر جلوگیری از جنگ و تثبیت صلح بر جهان، هرگز موفقیت حاصل نشده. سازمان ملل باید تغییر اساسی یابد تا بتواند موثر باشد
احمد علینقی
1400
کلمات کلیدی: اسرائیل;سازمان ملل; فلسطین; یهود